تغییر....
-
تاریخ: 1402/1/3 ساعت: 22:11
تغییر قرار نیست آسون باشه؛ معنیش اینه که ریشه هاتو در بیاریو توی خاکی بکاری که بتونن عمیق تر رشد کنن!اولش سخته، اما بعدش بهترین اتفاق میافته! Adblock test (Why?)
شروعی جدید....بعد از سه سال دور بودن از اینجا دوباره برگشتم
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 19:45
اشتباه کردن، یه امر انسانیه تو همیشه میتونی از اون اشتباه یاد بگیری، رهاش کنی، خودت رو ببخشی و دوباره شروع کنی «1401»
تغییر....
-
تاریخ: 1401/12/11 ساعت: 19:45
تغییر قرار نیست آسون باشه؛ معنیش اینه که ریشه هاتو در بیاریو توی خاکی بکاری که بتونن عمیق تر رشد کنن!اولش سخته، اما بعدش بهترین اتفاق میافته! Adblock test (Why?)
شروعی جدید....بعد از سه سال دور بودن از اینجا دوباره برگشتم
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 23:14
اشتباه کردن، یه امر انسانیه تو همیشه میتونی از اون اشتباه یاد بگیری، رهاش کنی، خودت رو ببخشی و دوباره شروع کنی «1401»
تغییر....
-
تاریخ: 1401/11/25 ساعت: 23:14
تغییر قرار نیست آسون باشه؛ معنیش اینه که ریشه هاتو در بیاریو توی خاکی بکاری که بتونن عمیق تر رشد کنن!اولش سخته، اما بعدش بهترین اتفاق میافته! Adblock test (Why?)
شروعی جدید....بعد از سه سال دور بودن از اینجا دوباره برگشتم
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 14:00
اشتباه کردن، یه امر انسانیه تو همیشه میتونی از اون اشتباه یاد بگیری، رهاش کنی، خودت رو ببخشی و دوباره شروع کنی «1401»
آرامش سهم توست...
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 14:00
شکست ها و نگرانی هایت را رها کن،خاطراتت را،نمیگویم دور بریز،اما قاب نکن به دیواردلت…در جاده ی زندگی، نگاهت که به عقب باشد؛زمین می خوری…زخم بر می داری…و درد می کشی…نه از بی مهری کسی دلگیر شو …نه به محبت کسی بیش از حد دلگرم…به خاطر آنچه که از تو گرفته شده،دلسرد مباش، تو چه می دانی؟شاید … روزی … ساعتی ...
تغییر....
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 14:00
تغییر قرار نیست آسون باشه؛ معنیش اینه که ریشه هاتو در بیاریو توی خاکی بکاری که بتونن عمیق تر رشد کنن!اولش سخته، اما بعدش بهترین اتفاق میافته! Adblock test (Why?)
شهامت میخواهد سردباشی و گرم بخندی.....!
-
تاریخ: 1400/1/18 ساعت: 23:36
پر از اشکم ولی میخندم به سختی به قول فروغ که میگفت: شهامت میخواهد سردباشی و گرم بخندی!
به خدا گفتم...!!
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
به خدا گفتم : بیا دنیا را قسمت کنیم ،آسمون واسه من ابراش مال تودریا مال من موج هایش مال توماه برای من خورشید برای توخدا خندید و گفت:تو بندگی کنهمه دنیا مال تو...من هم مال تو!!
ميترسم از بعضي آدم ها...!!
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
ميترسم از بعضي آدم هاآدمهایی که امروز دوستت دارندفردابدون هیچ توضیحی رهایت می کنندآدمهایی که امروز پای درد دلت می نشینندفردا بیرحمانه قضاوتت می کنندآدمهایی که امروز لبخندشان را می بینیفردا خشم و قهر و نامهربانيشان راآدمهایی که امروز قدرشناس محبتت هستندفردا طلبکار محبتتآدمهایی که امروز با تعریف هایشا...
ناراحت که میشویم ...
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
حتی برای یک لحظه ...!
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
کل دنیا را هم که داشته باشی...باز هم دلت می خواد...بعضی وقت ها... فقط بعضی وقت ها...برای یک لحظه هم که شده...همه ی دنیای یک نفر باشی...!
کجایی سهراب...!!
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
کجایی سهراب؟ آب را گل کردندچشم ها را بستند و چه با دل کردندتو کجایی آخر؟ زخم ها بر دل عاشق کردندتو کجایی که همین نزدیکی، عشق را دار زدندهمه جا سایه ی دیوار زدندکجایی که ببینی، حالا دل خوش، مثقالیستدلخوشی سیری چند؟ صبر کن سهرابگفته بودی قایقی خواهم ساختقایقت جا دارد... من از این اهل زمین بیزارم
سکـــــــــــوت مي کنـــــم......!
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
سکـــــــــــوت مي کنـــــمنه اينـــــــــــــــکه دردي نيسـتگلويي نمــــــــانده براي فــــــــــريـــــاد
مثل ساحل آرام باش..
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
مثل ساحل آرام باشتادیگرانمثل دریابی قرارت باشند.....
امان از روزی که..........
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺒــــــﯿﻨﯽﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩﺟـــﺰ … یک استکان خالیﯾﮏ ﺑﻐﻞ خاطرهﭼﻨــــــــﺪ ﺧﻂ ﺣﺮﻑ ﻧﺎﮔﻔﺘــــﻪﻭ ﯾﮎ ﺩﻝ ﭘﺮ …
حالم گرفته است از .....
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
سلامی دوباره به دنیای مجازی...........
-
تاریخ: 1398/9/18 ساعت: 22:01
سلامی دوباره به دنیای مجازی...........این چن وقته نبودم چون حالم خوب بود حال دلم خوب بود ولی حالا دوباره اومدم و این بار با کوله باری غمگین تر و پردرد تر.... اومدم تا دوباره نوشتنو شروع کنم چون بازم
بازی با تیم دنیا
-
تاریخ: 1397/12/9 ساعت: 23:22
به ما گفتند باید بازی کنید گفتیم با کی ؟ گفتند با تیم دنیا تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟سوت آغاز بازی رو زدن . فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماستبازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم امتیاز ها برابر بود تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم و خندید و گفت :نگران نبا...